سروكار دارند. اين درست است كه تعدادي از آثار مهم به لاتيني تأليف شده، ولي بسياري ديگر، درست آنچه ارزش قابل توجهي داشت، به يوناني، به سرياني، به فارسي، به سانسكريت، به چيني، حتي به ژاپني نوشته شده بود. و در اين ميان، با ارزشترين، بديعترين و بارورترين همه به عربي به نگارش درآمده بود. از نيمهٴ دوم سدهٴ هشتم تا پايان سدهٴ يازدهم، عربي زبان علمي و پيشرو بشريت بود.
در اثناي آن دوران، هركس كه ميخواست داراي معلومات روزآمد باشد، عربي ميآموخت (جمع كثيري از مردم غير عربزبان چنين كردند). همچنان كه امروز كسي كه بخواهد در پي پيشرفت فكري باشد، بايد كار را با ورزيدگي در يكي از زبانهاي مهم غربي آغاز كند. حاجتي به اثبات اين اظهارات نيست، زيرا تمامي اثر من شاهد آنهاست. كافي است چند نام پرافتخار را، كه در عصر خود در غرب همتايي نداشتند، در اينجا ذكر كنيم: جابر بن حيان، كِنْدي، خوارزمي، فرغاني، رازي، ثابت بن قُرّه، بَتّاني، حنين بن اسحاق، فارابي، ابراهيم بن سنان، مسعودي، طبري، ابوالوفا [بوزجاني] ، علي بن عباس، ابوالقاسم [زهراوي] ، ابنجزّار، بيروني، ابن سينا، ابن يونس، كرخي [كَرَجي] ، ابن هيثم، علي بن عيسي، غزالي، زرقالي، عمر خيام، گروه بزرگي از اسامي كه ادامهٴ آن دشوار نخواهد بود! اگر كسي بگويد كه قرون وسطي از لحاظ علمي سترون بود، همين نامها را برايش نقل كنيد، كه همهشان در مدت نسبتاً كوتاهي برآمدند، در اثناي 750 تا 1100 م.1
بهطور خلاصه، محققان مباحث مربوط به قرون وسطي دربارهٴ فكر علمي در قرون وسطي به ما تصور غلطي ارائه ميدهند، زيرا هنگامي كه بزرگترين موفقيتها به وسيلهٴ شرقيان صورت ميگرفت، اينان بر كمترين پيشرفتها در مغرب زمين تأكيد ميورزند و تقريباً فقط مطالعاتشان را به انديشهٴ غربي منحصر ميسازند. از اينرو، آنان نه تنها در عوض كردن عقيدهٴ عمومي در مورد ((عصر ظلمت)) شمردن قرون وسطي موفق نشدهاند، بلكه آن را تقويت كردهاند.
البته وقتي اغلب مورخان (جز در مورد هنر) تنها تاريكترين قسمت قرون وسطي را به ما نشان دادهاند، بهراستي قرون وسطي تاريك مينمايد. در واقع آن عصر، هرگز به اندازهٴ جهل ما دربارهٴ آن، تاريك نبوده است.
بدون سعي در پاسخ گفتن به سؤالي كه الزاماً بايد در ذهن خواننده به وجود آيد، نميتوانم اين موضوع را خاتمه دهم. چهطور شد كه از قرن هشتم تا يازدهم ميلادي مسلمانان تا آن حد بالاتر از مسيحيان بودند؟
در بخش گذشته نشان دادم كه سنت تحقيق بيغرضانهٴ يوناني در غرب، بر اثر سودگرايي